الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
511
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
( وَ حُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّيْرِ - 17 / نمل ) ( وَ تَفَقَّدَ الطَّيْرَ - 20 / نمل ) تَطَيَّرَ فلانٌ و اطَّيَّرَ : اصلش فال زدن به پرندگان است ، سپس در باره هر چيزى كه با آن فال نيك يا فال بد بزنند به كار مىرود ( تفاؤل و تشاؤم ) . و در آيه : ( إِنَّا تَطَيَّرْنا بِكُمْ - 18 / يس ) ( ما در بارهء شما فال بد مىزنيم ) از اين جهت گفته شده فال خوب يا فال بد از تست لا طير الّا طَيْرُكَ و هيچ كارى و تفاؤلى نيست مگر از خودت و آيه : ( أَلا إِنَّما طائِرُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ - 131 / اعراف ) يعنى شومى آنها و آنچه را كه نتيجه زشت كارى و سوء عمل آنها است در پيشگاه خداى تعالى است . و بر اين اساس آيات : ( قالُوا اطَّيَّرْنا بِكَ وَ بِمَنْ مَعَكَ قالَ طائِرُكُمْ عِنْدَ اللَّهِ - 47 / نمل ) ( قالُوا طائِرُكُمْ مَعَكُمْ - 19 / يس ) ( وَ كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِي عُنُقِهِ - 13 / اسراء ) در آيه اخير يعنى عمل او كه از خير و شرّ از او سر زده است . تَطَايَرُوا : وقتى است كه سرعت گيرند يا پراكنده نشوند . شاعر گويد : طَارُوا إليه زرافات و وحدانا ( حيوانات به صورت دستجمعى و تك تك با سرعت بسويش پريدند ) . فجر مُسْتَطِير : طلوع فجر صادق كه به خوبى روشن است . و گفت : ( وَ يَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً - 7 / انسان ) يعنى : از هنگامهاى مىهراسند كه شرّش روشن است . ( غبارٌ مُسْتَطَارٌ ) : گرد و غبار پراكنده و افشانده كه از نظر ساختمان لفظى ميان ( مستطير ) و ( مستطار ) اختلاف است ، فجر و طلوع صبح به صورت فاعل تصوّر شده و گفتهاند - فجر مستطير - و غبار به صورت مفعول ، كه گفته شده - مستطار . فرسٌ مُطَارٌ : اسبى تند رو و - مُطَار - در بارهء آهن يعنى : پراكنده شده و در مورد دل
--> مىگويد : كوهها را مسخّر كرديم بطورى كه در پگاه و شامگاه از كوهستان زمزمه داودى بر مىخاست و پرندگان گروه گروه به سويش فراهم مىآمدند .